RSS  Atom  خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ | يــــاهـو
اوقات شرعي

jok2jok

+ JoKRiZeMiZe (سه‏شنبه 8/5/1387 ساعت 9:30 صبح)

سلام دوستان گلم خوبين ممنون از دعاهاتون خدارو شکر به خير گذشت الانم که ميبينيد اومدم نت تو بيمارستانم آوردنم بخش از لپ تاپ دوستم اومدم من ازين بابت خيلي خوشحالم و ميخوام بهتون هديه بدم پايينو بخونيد باباي

.

.

.

.

.

.

.

لره
تصميم ميگيره عمليات تروريستي بر ضد آمريکا انجام بده ، خودشو با کايت
ميزنه به کاخ سفيد .............. آمار که ميگيرن ميبينن 100 نفر کشته شدن
.............. که99نفر از خنده و 1 نفر هم خود يارو


لره
تصميم ميگيره عمليات تروريستي بر ضد آمريکا انجام بده ، خودشو با کايت
ميزنه به کاخ سفيد .............. آمار که ميگيرن ميبينن 100 نفر کشته شدن
.............. که99نفر از خنده و 1 نفر هم خود يارو


 احمدي نژاد گفته است که به دلايل زير اسم ايران بايد عوض شود:1)_اسم ايران
اسم دختر است! 2)-عراق به آن تجاوز کرده! 3)آمريکا و انگليس به آن نظر
دارند! ........... اسم پيشنهادي احمدي نژاد نريمان است!چون هم نر است و
هم با ايمان
براي صرف جويي در مصرف سوخت از خانمهاي عزيز خواهشمنديم با اولين بوق سوار شوند
 گاف بزرگ وزير صفارهرندي: جامعه مطبوعاتي مديون احمدي‌نژاد است
 قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي ياب


زندگي کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند که
بششکنند . فردا طلوع خواهد کرد حتي اگر ما نباشيم . پس بياييد کارت
سوختمان را به يکديگر هديه بدهي


  age gofti on chye ke avalesh manam dovomesh toee akharesh zabone?????????? Golgavzabon
 بستي چشماتو رو منو نگاهم نفهميدي واست يه تکيه گاهم فقط مي خواستي که
تظاهر کني پيش تو اين منم که رو سياهم مي گفتي عشق درده سره يادهت نيست
گفتي دلت بي خبره يادت نيست فکر من اين بود باهات بمونم گفتي رروزاي اخره
يادت نيست گفتم تموم قصه ها بهونس حرفات يه جور قصه بچه گونس گفتي که عشق
ديگه فايده نداره هر کسي عاشقت بشه ديونست


 تر کها به کبريت چيه مگن ؟مي گن سوزان روشن


چگونه جواد را بشناسيم؟ ?) تفريح رفتن با وانت رو خيلي مي پسندن ?) شلوار
پارچه اي رو با کتوني مپوشن ?) پشت مو حتما مي ذارن ?) عاشق رنگ قرمز پر
رنگ هستن ?) تو کافي شاپ آب دوغ خيار سفا رش ميدن ?) خوانندگان مورد علاقه
شان جواد يساري . عباس قادري وداوود بهبودي ?) با موبايل روشن ميرن تو
کتاب خونه ?) لباس کاموايي رو ميذارن تو شلوار


ترکه ميره حموم ليفشو گم ميکنه
اينورو ميگرده ميبينه نيست
اونورو ميگرده ميبينه هست!!!
ترکه مي ره خواستگاري باباي عروس مي گه مهريه ??? ميليون تومان !
ترکه مي گه:آخه دوري چند ؟راهي چند؟ چطوري حساب مي کنين؟


 زن رو به خدا کرد و گفت : چرا بايد ديه ما نصف مردها باشد ؟ خداوند
مهربانانه فرمود : عزيز من ! اگر با کشتن ، ترا از شوهرت بستانند ، به او
هشت ميليون مي رسد ولي اگر او را بکشند تو صاحب شانزده ميليون مي شوي !!!!
زن خنديد و گفت : خدايا حکمتت را شکر


يه روز آشغالي مياد دم درخونه ترکه ميگه آقا آشغال داريد؟ ترکه داد ميزنه
تو خونه خانم آشگال داريم؟ زنش ميگه آره آره داريم....!!!! ترکه ميگه آره
داريم، نميخايم


بابا کجايي نيستي؟ توريستي، امپرياليستي، کمونيستي، فاشيستي،
دموکراتيستي،خدايي نکرده مريض که نيستي راستي هر جا هستي وهر که هستي
بيسته بيستي



جک تصادفي
ترکه
ميره خواستگاري .دختره براش چايي مياره ترکه ميبينه دختره سيبيل داره ميگه
خانوم چرا سيبيل داري دختره ميزنه زير گريه.ترکه ميره دلداري بده ميگه مرد
که گريه نميکنه


  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + SMS (دوشنبه 27/3/1387 ساعت 11:49 صبح)
    امروز روز ارسال sms به مزخرف‌ترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين sms رو به مزخرف‌ترين


    دوستت بفرست!


    ----------------------------



    جون ميده با تو بريم ماهي گيري آخه هيچ کس به اندا زه ي تو کرم نداره



    -----------------------------




    اگه يه روز ديدي که قلبمو پيشت جا گذاشتم



    .



    .



    .



    .



    .



    خوشحال نشو چون از هواس پرتيمه



    -----------------------------



    ببخشين که بي موقع مزاحمت ميشم سر ظهري .. شايدم داري نهار ميخوري- يا يه کاره مهم



    تو نت انجام ميدي.. کاره زيادي ندارم فقط مي خواستم بگم که :



    .



    .



    .



    .



    .



    .چي مي خواستم بگم يادم رفت ؟؟؟


    ----------------------------


    ----------------------------




    :..:: .-..::...:..:: .-..::.:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..::
    .-..::....::::--



    اينم يه sms براي نابينايان!

























  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + mahdi (دوشنبه 20/3/1387 ساعت 9:45 صبح)
    بجو متاع محبت که گر تمامت عمر     بدين متاع تجارت کني زيان نکني

  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + Asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:38 عصر)

    • اولين دوره المپيک لرها، موسوم به “لرمپيک” با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ



    • ترکه
      يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه” خدا تومن” ميبره ميده به
      بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن
      چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده


    • نبرد رستم و لر:

      چنانت بکوبم به گرز گران که ديگر نيايي به مازندران

      پاسخ لره : چنان ايزنم بر سرت با بلوک که ترتر بريني به گور بووت !!!

    • به
      لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيکارو، تن
      چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر کي دوست داري دست از سر ما بردار!




    • مداح:
      چراغ ها رو خاموش کنين ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن ميکنن ميبينه
      همه ساک به دست وايستادن, ميگه شما ترکين؟ ميگن نه, ما لريم, ترکا تو
      اتوبوسن




    • به لره ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته




    • لره
      توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا ? تا عراقي دستگير کردم
      بيايد ببريد ميگن خودت بيار …. ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام



    • لره زنش رو (ببخشين) مي فروخته؛ ميگن چرا اين کارو مي کني : ميگه سي پول

      ميگن : پول واسه چي مي خواي ؟ ميگه: برا تفنگ خريدن.

      ميگن تفنگ واسه چي؟ ميگه سي جنگ با دشمن

      ميگن : جنگ براي چي؟ ميگه : سي ناموسم


    • دولت براي پنجاه هزارمين بار به هم وطنان عزيز لري اعلام کرد: که نمي توان با کارت سوخت ، تلفن زد.




    • لره به ترکه مي گه بيا بريم نماز جمعه بخونيم نفري ?????تومن ميدن ! ترکه مي گه اگه ندادن چي ؟ لره مي گه خوب مي گوزيم باطل مي شه!




    • لره مياد تهران مي‌بينه همه آستين کوتاه پوشيدن، ميگه: عجب، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن؟




    • به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يک بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يک بود بيد




    • يه
      روزيه لري به تهران ميره وبعد از گشت و گذار در خيابان يه بچه اي جلوشو مي
      گيره مي گه:ببخشيد آقا بي ادبي شما لريد؟ لره گفت:آره از کجا فهميدي. پسر
      بچه گفت:ازاينکه کتتون داخل شلوارتونه.




    • يه
      بار يه لره ميره توي بيابان وپتو ميندازه روي خودش و ميخوابه بعد يه نفر
      ميزنه بهش ميگه ببخشيد شما لريد لره ميگه واي از زير پتو هم ميفهمن آدم
      لره




    • به
      يه لره ميگن تا حالا سوتي بزرگ دادي ميگه آره يه با خونه تنها بودم دختر
      خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچي تنهائي حوصلم سر رفت اونم گفت منم
      تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توي اتاق تو هم چند
      دقيقه بعد بيا تو منم ?? دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن
      کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتي بزرگي نبود
      ميگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!




    • يک لر بعد از ?? دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت




    • لره ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي لره ميگه شيرين کام باشي




    • يک
      شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير
      لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميکنند، ميرن ميخوابن




    • لره
      ?نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه
      : نه آقا من اصلا دبي نرفتم. لره ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي
      نرفتم ، حتما ? نفر ديگه بودن




  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + Asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:31 عصر)

    • امام جمعه رشت ميگه مردم انتخابات خيلي مهمه نبايد مثل مسائل ناموسي به راحتي از کنارش رد بشيد



    • رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا



    • سر جاده شمال نوشته “از غيرت خود بکاهيد



    • رشتي نويسنده بوده آخرکتابش مي نويسه تقديم به پدرم که دوست بابام بود



    • شعار تنظيم خوانواده در رشت مامان يه بابا بسه




    • رشتي يه دم مرگش اززنش مي پرسه : راستشو بگو تا حالا چند دفعه بمن خيانت
      کردي؟ زنش گفت : خدا وکيلي سه بار! رشتي يه گفت: کي هابوده؟ زنش گفت :
      يادته يه دفعه مربي ات تو را بازي نميداد؟ بعد بازي ات داد؟…. رشتي يه
      گفت: دفعه دوم کجا بود ؟ زنش گفت : يادته هم تيمي هاي تو، توپ را بهت پاس
      نميدادن؟بعد مرتب بهت پاس مي دادن ؟ خب من مجبور شدم اونا را راضي کنم
      ديگه…رشتي يه گفت : خب دفعه سوم کي بود؟ زنش گفت : يادته که وقتي توي
      استاديوم بازي مي کردي هيچکي تشويقت نميکرد؟بعد همه تشويقت کردن؟ خب ديگه
      مجبور شدم صدهزار نفرشونو راضي کنم ديگه….



    • رشتيه کتک مي خوره، ميگه: صبر کنيد پسر بزرگم بياد، حالتون رو ميگيره! شما حريف کردها نمي شين!!



    • رفيق رشتيه مياد خونش مهموني. وارد اتاق که ميشه، ميبينه يه تفنگ به ديوار آويزونه. مي پرسه: اين واسه چيه؟ رشتيه ميگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه يارو حساب کار خودشو مي کنه. شب رديف تو اتاق خوابيده بودند،

      زنه ميگه: {با خروپف}تفنگ خرابه
      !

      دخترش ميگه: {خروپف} فشنگ نداره!

      رشتيه ميگه: منم که خوابم
      !!!


    • به رشتيه ميگن: تو ? سال اسير بودي، چطور بچه ? ساله داري؟ ميگه: من اسير بودم، خانوم که اسير نبوده!



    • نغمه کودکان رشت:

      بازمامان با افاده صبح زود امد بخانه

      شب نبوده پيش بابا ظاهرا صد بار . . .

      کودکي ?? ساله بودم مامانم من را فرستاد توي جنگلهاي گيلان

      دنبال مرغانه بودم چونکه برگشتم زجنگل چندعمو درخانه ديدم


    • به رشتيه ميگن پارسال تولد زنت کادو چي بهش دادي؟ ميگه بردمش کيش. ميگن دمت گرم حالا امسال چه کار ميکني براش ؟ ميگه ميرم ميارمش



    • به رشتيه مي گن جون زن و بچت رو قسم بخور مي گه به جون رشت و حومه



    • رشتيه
      ميره کلاس غيرت. تو خيابون يکي به زنش تنه مي زنه يقه شو مي گيره بهش ميگه
      مگه خودت خواهر و مادر نداري. يالله ماچش کن از دلش دربياد



    • يه
      رشتي به دوستش ميگه : جايي رو سراغ دارم اگر بريم شام ميدن… ترياک ميدن
      بکشيم… انواع مشروبات ميدن بخوريم… و کلي هم حال ميدن و حمام مجاني و آخر
      سر
      ???? تومان هم ميدن! دوستش ميگه : کجاست؟ رشتيه ميگه : خودم نرفتم زنم رفته!!!



    • از رشتيه ميپرسن شما به روز پدر چي ميگيد ميگه يوم الشک



    • به
      رشتيه گفتن زن خوب چه زنيه ، گفت : اون زني که صبح که از خواب پا ميشه
      برگرده خونش . گفتن پس زن نمونه چه زنيه . گفت :اوني که وقتي داره مياد سر
      راش نونم بگيره



    • به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر.

      ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريکا!!

      ميگن: مرتيکه اين شرورا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛

      - صاايران دختر کوچيکمه، هر روز بهتر از ديروز!

      - امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن!

      - موبايل خانمه، که هيچ وقت در دسترس نيست!

      - آمريکا هم خودمم، که هيچ غلطي نميتونم بکنم!


    • رشتيه داشته با پسرش از يک دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟!

      رشتيه ميگه: واسه اينکه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه که مريض نيست.

      پسره يهو هول ميکنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اکبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!


  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + Asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:29 عصر)

  • يه روز از يک معتاد سوال ميکن که امام اولت کي هست ميگه بابا من اژ کجا بدونم بهش ميگن همون که شمشير داشت خوب ميجنگيد ..

    معتاده ميگه ژوروهست؟؟؟؟؟؟


  • يه معتاده هي داد ميزد تاکشي تاکشي، بالاخره يک تاکسي ده متر جلوتر واي ميسه، معتاده ميگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود!




  • به معتادي گفتند با ?? و ?? و ?? و ?? جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟




  • معتاده به دختره متلک ميگه: چشاش بيشت لباش بيشت تيپش ييشت  . دختره برگشت و گفت : گم شو اشغال  . معتاد گفت: انژباط شفر



  • به معتاده مي گن فرق تو با يه ورزشکار چيه؟

    ميگه هيچي اونا تکنيکي کار مي کنن ما پيکنيکي

     * معتادي که در حال کشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد که خاکشتر شيگارم بيفته!


  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + Asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:27 عصر)

    • عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يک بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولک بي زحمت اين دوتا رو هم بشور




    • يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه




    • عربه ميره توالت، تا مياد بشينه يهو يک آروغ اساسي ميزنهپا ميشه، ميگه: باز برعکس نشستم



    • آبادانيه ميخواسته يک رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي کنه، رو به رفقاش ميکنه، ميگه: بچه‌ها… قاسم. بعد رو به قاسم ميکنه، ميگه: قاسم جانبچه‌ها



    •  يه بار از يه عرب مي پرسن : اگه همه دنيا رو بهت بدن چکار ميکني ؟ ميگه : ميفروشم . ميرم کويت!!!



    •  يه
      باربه يه آباداني و اصفهاني وتهراني مي گن که کي ماهي بزرگ گرفته.اصفهاني
      ميگه من ماهي ?? متري گرفتم. تهراني ميگه??متري.آباداني ميگه??متري.بهش
      ميگن اينکه از همه کوچيکه.ميگه:ولک چشاش اينقدره……



    •  يک دفعه به يه آباداني مي گن با مخابرات جمله بساز آباداني گفت مخا برات برقصم



    • از يه دختر عرب مي پرسند: ? تا پستاندار نام ببر ميگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در ميارم




    • عربه
      تو ماه رمضان مي‏ره در خونه رفيقش مي‏بينه که رفيقش يک زن لخت رو گذاشته
      تو يخ، مي‏گه ولک چرا اين طوري کردي؟ مي‏گي گذاشتم براي بعد از ماه رمضان
      خراب نشه



    • به يه عربي بمب ميدن ميگن بزار يه جاي شلوغ؟عربه مي بره مي زاره تو عروسي پسر عموش!



    • از يه آباداني مي پرسندجمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله بادهاتهاي اطرافش ??-??ميليوني ميشه



    • عربه مي خواسته شير داغ بخورد زير پاي گاوه آتيش روشن ميکند



    • آبادانيه
      مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده.
      يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست. آبادانيه ميگه: ولک روشو خوب
      توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه



    • عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره عبدالواحد



    • سه
      تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي
      هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌کنم. دومي مي‌گه: اين که چيزي نيست. من
      مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير ??? نفر رو مي‌کشم. سومي چيزي نمي‌گه و
      زل مي زنه به دريا و ساکت مي‌شينه. دوستاش ميگن: کا، چرا چيزي نمي‌گي؟
      ميگه: تا حالا ديدي حضرت مهدي حرف بزنه؟



    • به عربه مي گن: رنگ مورد علاقه ات چيه ؟ ميگه : قهوه اي نوک پستوني



    • عربه
      ميره حرم امام رضا دعا ميکنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار
      اين حرفو تکرار کرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني
      بهم بده چندين بار تکرار کرد عربه عصباني ميشه مگه ولک اين هزارتومان بگير
      بزار حواسش به ما باشه



    • يارو ميره تو يک قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميکني يک جک عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولک، من خودم عربم، اين يارو هم که کنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان کشتيه. اوني که رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جک عربي تعريف کني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد



    • يه آباداني به مغازه ميرود و ميگويد بلوز داري مغازه دارميگه نه ميگه شلوار داري ميگه نه آباداني باتعجب ميگه پس چرا روشيشه نوشته کا لباس داريم



    • از عربه نوار مغزي مي گيرند، مي بينند بيست دقيقه اولش خاليه



    • يه عرب زنش دوقلو گيرش مياد ميره حسابداري ميگه آقا چند ميشه ميگه?????? تومان ميگه کمتر حساب کن تا دوتاشون ببرم



    • يه بار از يه عرب مي پرسن : اگه همه دنيا رو بهت بدن چکار ميکني ؟ ميگه : ميفروشم . ميرم کويت!!!



    • از آباداني يه مي پرسن: (قدس سره) يعني چه؟آباداني يه بعد از کلي فکر کردن مي گه : يه چيزي توي مايه ي دمت گرم


    • آبادانيه مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يک ماشين مياد مي زنه درازش ميکنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت که نشده؟ آبادانيه يک نگاه به سر تا پاش مي کنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولک زدي حسابي پي چوندي

  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + Asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:25 عصر)
  • اصفهانيه
    ميره مکانيکي، به تعميرکار مي گه: ? قطره روغن تو موتور، ? ليوان آب تو
    راديات، ? ليتر بنزين تو باک بريز. تعميرکاره مي گه: لاستيکتم کم بادس! مي
    خواي توش بگوزم؟




  • يک
    روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير
    پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و
    محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو
    خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره
    نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو
    انباري ور دار بيار




  • اصفهانيه
    داشته تو خيابون ميرفته که يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت
    نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يک توالت
    عمومي پيدا ميکنه. خوشحال و خندان ميره تو که يهو دم در يک مردک لندهور
    جلوشو ميگيره، ميگه: کجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، ??? تومن!
    اصفهانيه شاکي ميشه، ميگه: انصافتو شکر! يک ريدن دويست تومن؟! نميخوام!
    خلاصه مياد بيرون، يکم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه،
    برميگرده، ميگه: درک بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا
    رفته، ورودي جديد ??? تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني
    چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاکي مياد
    بيرون، يکم راه ميره، ميبينه الانه که وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود
    بر ميگرده، باحال زار يک پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم ??? تومن. باز
    صاب توالت يک ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت
    ميشه هزار تومن! اصفهانيه که ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه:
    بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردک
    توالت‌چي(!) ميبينه يک ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يک ساعت گذشت، آقا نيومد
    بيرون. ميره در توالت رو باز ميکنه، ميبينه اصفهانيه با کمربند خودشو دار
    زده، يک يادداشت هم گذاشته که: “کسي که تو اين گروني فرق گوز و ان رو
    نميفهمه فقط واسه مردن خوبه
    “!




  • يه
    اصفهانيه ميره خواستکَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من
    جه جيزي ديدين که اومدين خواستکَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب
    بانکي شما يک جيز هايي ديديم




  • يه
    بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا
    رو احساس مي کنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم
    از اينجا رددون مي کونم
    .




  • چندتا
    تهروني اومده بودن اصفهون گردش، توي ميدون نقش جهان درشکه سوار ميشن تا
    کمي تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار ميآدو وسط راه يه صدائي ازش
    در ميرد، تهرونيها هم برا اينکه درشکه چي رو مسخره کنن بلند بلند بهم ديگه
    ميگن به به، بجه ها درشکه هاي اصفهان هم راديو داره، پيرمرد درشکه چي خيلي
    خونسرد سرشو برميگردونه و ميگه: آره آمو (عمو ) ولي فقط موجي تهرونو ميگيرد




  • يه
    روز يه اصفهاني با زن وپسرش به پيکنيک مي رن که براي نهارشون سه تا تخم
    مرغ مي برند!!!!!! يدفعه پسرشون را آب مي بره که پدره داد مي زنه خانوم دو
    تا تخم مرغ بيشتر درست نکن بچه رو آب برد
    !!!




  • يه
    شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته کنار خيابون گريه
    ميکنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سکه ?? توماني ام را
    گم کرده ام. مرد ميگه اينکه گريه نداره بيا اين?? توماني مال تو! بچه باز
    هم به گريه کردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون
    سکه را گم نکرده بودم الان ?? تومن پول داشتم
    !




  • يه اصفهاني به باباش تلفن ميزنه براي اينکه پول تلفنش زياد نشه فقط ميگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم ميگه : من مريض ، قر نريز




  • بچه
    اصفهانيه از باباش ميپرسه: بابا براي عيد نوروز نميريم چهلستونو ببينيم من
    خيلي دوست دارم بدونم چه شکليه؟ باباش ميگه: چرا نميريم پسرم؟ اگه مُفتيش
    کردند ما هم ميريم
    !




  • به يه اصفهانيه مي گند چرااصفهانيا اينقدر اس اس مي کنند مي گد هر کي گفتس دروغ گفتس .




  • به اصفهاني مييگن با کالسکه جمله بساز ميگه اين ميوه ها کالس که !!!!!!!!!!!




  • اصفهانيه
    در حال مرگ بوده از زنش مي پرسه محمد کجاست ؟ زنش ميگه : همين جا کنارت
    نشسته . ميگه علي کجاست ؟ زنش ميگه اونطرفت نشسته . ميگه حامد کجاست ؟
    ميگه اونم همين جاست . يهو داد مي زنه پس براي چي چراغ اون اتاق بي خودي
    روشنه ؟




  • ?راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه

    اول اينکه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض کنن)

    دوم اينکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميکنن به کجا رسيده

    سوم اينکه تا در بستني رو باز ميکنن سريع يه ليس به درش ميزنن

    چهارم اينکه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينکه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو

    پنجم اينکه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين کار ها رو ميکنم


  • اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق و بهش بگين کوچه اون طرفي شام ميدن




  • اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش




  • يکبار يه اصفهاني خونش آتيش ميگيره يه تک زنگ به آتش نشاني مي زده




  • اصفهاني تف ميکنه آب بدنش کم ميشه




  • يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش تف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا , اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور




  • اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده




  • يه نفر با يه اصفهاني دست به يقه ميشه.اصفهاني بجاي عمل متقابل التماس کنان با لهجه شيرين اصفهاني ميگه آقا شما را به خدا يقمو ول کنين گوشمو بيگيرين.آخه يقم پاره ميشه




  • بچه اصفهاني سر سفره غذا مي خورده.باباش با لهجي شيرين اصفهاني بهش ميگه باباجون اينقدر غذا بخور که سير بشي نه اينقدر که خسته بشي



  • اصفهانيه داشته رو خودش يخ مي ريخته. ميگن چرا اين کارو مي کني ميگه مي خوام سرما بخورم.

    ميگن چرا؟ ميگه : آخه يه پني سيلين دارم داره تاريخ مصرفش ميگذره !


  • اصفهانيه مي‌ره سربازي وقتي برمي‌گرده بابا و داداششو با کلي ريش مي‌بينه مي‌زنه زير گريه مي‌گه بگين چي شده من طاقت دارم.

    باباش مي‌گه کره‌
    خر چرا ريش تراشو با خودت برده بودي؟!

  • اصفهانيه قله اورست رو فتح کرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟

    ميگه خدا لعنت کنه کسي رو که گفت اون بالا نذري ميدن
    يه اصفهاني با برق خونه همسايشون خودکشي ميکنه

  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:20 عصر)
    يه قزوينيه دم مردن وصيت ميکنه که وقتي مردم منو بسوزونيد و از خاکسترم پودر بچه درست کنيد.


  • قزوينيه مي گن شما چرا اينقدر خوشبختين؟ ميگه: براي اينکه بخت مي ترسه به ما پشت کنه




  • اهل قزوينم ، روزگارم بد نيست

    مهد کودک دارم بچه هايش توپولي و موپولي

    برده ام تک تک شان زير آن سرو بلند پشت آن کپه خاک

    آب را گل نکنيد ، شاش را ول نکنيد

    شايد آن پايين تر کودکي مي شويد ، کون خود را در آب

    **** سهراب قزويني ****



    • اخرين فتواي مراجع: احتياط واجب براين است که مسافر در سفر نماز را شکسته بخواند و در قزوين نشسته



    • کمربند شلوار ضامن سلامتي شماست . (روابط عمومي شهرداري قزوين)





  • با توجه به مسدود بودن راههاي خروجي قزوين و گير افتادن هفت هزار مسافر، امروز در قزوين عيد اعلام شد




  • قزويني يه مي ره جبهه. آمار شهدا زياد ميشه! تحقيق مي کنن مي بينن خمپاره که مياد، هيچ کس جرات نميکنه بخوابه رو زمين!!!




  • قزوينيه مياد تهران بواسيرشو عمل ميکنه، بعد ميره شرکت بيمه که پولشو بگيره، اونجا بهش ميگن چون شما تو قزوين بيمه هستيد، بايد بريد همونجا پولتون رو بگيريد. خلاصه قزوينيه هم برميگرده قزوين، ميره شرکت بيمه ميگه: بالام جان من تهران عمل جراحي داشتم، گفتن بيام اينجا پولمو بگيرم. مسوول اونجا ازش ميپرسه: شما کجاتون رو عمل کردين؟ قزوينيه ميگه: بواسيرم رو. يارو ميگه: اِهکي! بالام جان بيمه که پول عمل زيبايي رو نميده!!!




  • قزويني ميره مسجد مي بينه نماز جماعته همه رفتن رکوع مي زنه : منو اين همه خوشبختي محاله محاله محاله






  • يه
    روز يه اصفهاني و يه تهراني ?و يه قزويني مي ميرند.آنقدر به خدا التماس مي
    کنند تا اينکه خدا با برگشتن آنها به دنيا موافقت مي کنه به شرطي که ديگه
    گناه نکنند وگرنه سنگ مي شوند. خلاصه آنها به دنيا برمي گردند.همان اول
    کار تهرانيه يه دختره را ميبينه و مي افته دنبالش. همان دم سنگ ميشه.بعد
    مدتي اصفهانيه يه ? توماني روي زمين مي بينه خم ميشه که برداره قزوينيه مي
    گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردي هم منو




  • قزوينيه به جنيفر لوپز ميگه : آخه تو که اينقدر با کلاسي ، اينقدر خوشکلي اينقدر محبوبي پس واسه چي نماز نمي خوني




  • به قزوينيه مي گن چه اهنگي دوست داري؟ مي گه اون اهنگ معين که مي گه. پشتت رو کردي بر من بگو مگو نداره




  • به قزوينيه ميگن زن رو تعريف کن، ميگه: بالام جان، زن حجميست زائد که فضاي اطراف کان رو اشغال کرده!



  • قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت کرده قبرشو شيب دار بسازن!

    چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟

    قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخو

  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + asrone (شنبه 18/3/1387 ساعت 3:16 عصر)

    • ترکه تو اردبيل ميميره اعلاميه اش رو ميزنن به ديوار … تو انتخابات راي مياره



    • ماشين
      پيکاني با شماره پلاک تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس که ترک بوده
      آژير کشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و
      آله بزن کنار



    • ترکه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است…

      ‌ترکه ميگه:‌ باشه بابا بستس که بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري


    • ترکه
      تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟
      ميگه والا سخت که ‏نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي
      افته رو مسافر بغلي



    • انجير
      رو به ترکه نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو
      زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابي



    • از ترکه ميپرسن, نظرت راجع به نوشابه چيه؟ ميگه: نوشابه آب داره, گاز داره, يه خط تلفن هم بزنن ديگه عالي ميشه.



    • ترکه از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب. دور تند مي زارن مي خوره به ديوار



    • از ترکه مي پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم… دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي…




    • ترکه توي کوپه قطار با يک خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت
      بالايي ميخوابه و ترکه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، کاش شما
      ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. ترکه ميگه ميخوايي خانم
      امشب فرض کنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه که همچين بگي
      نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. ترکه ميگه پس پاشو خودت
      برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار



    • از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شکليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کي باد مي ده، مي اندازه گردن من!



    • ترکه يه آينه رو زمين پيدا مي کنه. برش مي داره، عکسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست


    • از غضنفر مي پرسن که براي بستن يک لامپ به چند نفر احتياج داري؟ مي
      گه ? نفر. مي گن چرا ? نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره
      .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
    • پسر ترکه تو پارک با يه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همين که داشتن
      حرف ميزدن يهو دختره ميگه : واي بابام از دور داره مياد ترکه : بابات تا
      حالا منو ديده ؟ دختره : نه ترکه: اينکه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
    • پليس به ترکه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! ترکه: ولي اينجا تابلو
      نزدين!!! پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين
    • ترکه روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه
      ميخواهم خود کشي کنم. ميگن بس ان نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار
      نيامد من اينجا از گشنگي بميرم.
    • سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ /
      سرهنگ: تفنگ؟ اين مملکتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و
      …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه
      دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده !!!
    • به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گاز گرفته . ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم !
    • ترکه مياد تهران ويه تاکسي ميخره که مسافر کشي کنه؛خانمي ازش
      ميپرسه:آقا ببخشيد کريم خان ميريد؟ترکه ميگه:آره خب اگه نميريد که ميترکيد
    • ترکه ميخواسته از روحانيت و ورزش يکجا دفاع کنه عمامه درست ميکنه با مارک آديداس
    • به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بسازد ‌ميگه : من ? تا دختر دارم يکي از يکي لوستر
    • يک ترکي ازترکاي ترکيه بنام ترکان روي ترک موتور يک ترياکي، با ترکه
      ميزنه به ترکه و توي تراکم ترافيک مي خورن به تيرک وکله ترکه ترک مي خوره
      وموتورش مي ترکه ومتروکه مي شه. ناچار توي تاريکي اونو ترک مي کنه و مي ره
      کنار رود اترک تارک دنيا مي شه!
    • از ترکه مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!
    • ترکه با خدا قهر مي کنه، صبح که از خونش مياد بيرون ميگه: به اميد بعضي ها‎!
    • ترکه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان کردم….. پياده خيلي راهه
    • ترکه شش قلو بچه دار ميشه ، هر کدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از
      کلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري از اسمارتيز استفاده مي‌کرده
    • ترکه ادعاي پيغمبري ميکنه , ميگن خب کتابت کو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه بنويسين
    • ترکه مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي
      پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت
      راه مي رفتن!
    • ترکه قاشق قاشق ماست مي ريخته تو رودخونه بعد يه لره مي ياد مي گه چي
      کار مي کني؟ترکه مي گه دارم دوغ درست مي کنم!لره بهش مي گه همينه که مي گن
      خرين ديگه،آخه اين همه دوغ رو کي مي خواد بخوره؟
    • ميگن زن ذليل چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک مي کني؟ ميگه خب احمق اونم تو شستن لباس ها کمکم مي کنه
    • ترکه رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت
    • به ترکه مي گن فرق کچل با هواپيما مي دوني چيه؟ميگه بابا ما ترکيم خر که نيستيم کچل که اصلا فرق نداره هواپيما هم نکته انحرافي بود
    • پنج تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت
      ورشکست مي شند اگه گفتي چرا ؟ اخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي
    • ترکه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود
      ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا
      ابوالفضل
    • ترکه به خدا ميگه خدايا ???????? سال برات چقدره ؟ خدا ميگه ؟ ?دقيقه.
    • ترکه باز ميگه :خدا??????? يورو برات چقدره؟ خدا ميگه ? پني .
    • ترکه ميگه پس يه پني به من بده , خدا ميگه ? دقيقه واسا
    • ترکه ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه کاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه لوازم يدکي گوسفند دارم
    • ترکه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد
    • به ترکه مي گن اگه تو دريا کوسه بهت حمله کنه چيکارمي کني؟
    • ميگه ميرم بالاي درخت . ميگن تو دريا که درخت نيست .
    • ترکه ميگه : مجبورم مي فهمي ؟! مجبورررررررررم
    • به ترکه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه:خر در برابر ما هيچه
    • ترکه عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني
    • به ترکه مي گن با جيش جمله بساز ميگه اصغر با آبجيش رفت سينما
    • ميگن خره يعني شاش ، ميگه خوب با داداشاش رفت سينما
    • ترکه سرشو قيرگوني کرده بود، ميگن چرا اينجوري کردي؟ ميگه: بيني‌ام چکه مي‌کرد
    • ترکه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يک بسته کوبيده بدين
    • ترکه با خدا قهر ميکنه يه روز براش نامه مينويسه بالاي نامه مينويسه به نام بعضي ها!!!!!
    • عزراييل مياد سراغ ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن
    • زنه ميشينه تو ماشين (تاکسي ) زنه ميگه آقا ديديد چقدر رون و سينه
      گرون شده؟ ترکه ميگه : آره خانم لاپا هم گرون شده! زنه ميگه بي تربيت اين
      چه حرفيه ؟ ترکه ميگه نه خانم منظورم لاپا ، نخود ؛ لوبيا!!!!
    • يک روز ترکه خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لحافش نيست
    • ترکه مقيم آمريکا مي شه، يه روز مي بينه: پسرش با يه دوچرخه اومد
      خونه. از پسرش مي پرسه؟ دوچرخه رو از کجا آوردي؟ پسرش مي گه: با يه دختر
      دوست شدم، لخت شد و گفت: همه چيم مال تو، هر کاري مي خواي بکن هر چي مي
      خواي بردار. من هم ديدم دوچرخه اش قشنگه، برش داشتم
    • يه روز يه ترکه خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟
      بعد از يه ساعت فکر کردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه که امروز تو
      آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.
    • ترکه براي ماشينش قفل فرمون ميخره بعد ازش ميپرسن قفل فرمون ماشينت چطوره؟ميگه خيلي خوبه فقط سر پيچها يه کم اذيت ميکنه!
    • از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود
    • ترکه تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ? کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه
    • يه روز تلوزيون اردبيل راز بقا نشون ميداده که توش چند تا خر ميريزن
      سر يه شير و شير رو ميکشن.تلويزيون اردبيل هم سرود ورزشکاران…دلاوران … رو
      پخش ميکنه
    • يه روز به يه ترکه ميگن اولين کسي که رفت مکه و حاجي شد کي بود ميگه حاج زنبور عسل
    • ترکه ماه رمضان زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز
      شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا
      في الدنيا الحسنه … کسي به زولبيا دست نزنه!
    • ترکه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌کنه دويدن
      طرف تماشاچيا. فارسه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بکش! اين
      فيلمه. فارسه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه که نمي‌دونه!
    • به يه ترکه ميگن يه پستاندار بدون دندون نام ببر ميگه:مادر بزرگم
    • يک شب تابستان دوتا ترکه ميرن بالاي پشت بام بخوابند بعد از مدتي
      دعواشان ميشه وقتي همسايه ها ميرن مي بينند براي اينکه کدومشون وسط
      بخوابند دارند دعوا ميکنند
    • مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما
      راعوض کن.قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه : واسه اينکه اين ترکه
      هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گن : بي زحمت شما که لباس تنت
      داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!
    • يه روز يه ترکه براي مشکل چاقي مي ره پيش دکتر. دکتره بهش ميگه که
      ??? روز, روزي ? کيلومتر بدود تامشکل چاقيش برطرف شه. بعد از ??? روز مرده
      به دکترش زنگ ميزنه و ميگه: آقاي دکتر, مشکل اضافه وزنم حل شد, ولي من يک
      مشکل تازه پيدا کرده ام: …. من از خانه ام ??? کيلومتر دور شده ام!
    • يه ترکه تيپ مي زنه دختر بهش مي گه بخورمت - ميگه اين گه خوري ها به تو نيومده
    • به ترکه مي گن چرا جلوي بانک نشستي لنگتو باز کردي مي گه آخه شنيدم به بازنشسته ها وام مي دن.
    • به ترکه مي گن مي دوني سزارين يعني چي ؟ مي گه يعني بچه به شرط چاقو.
    • ترکه از يکي مي پرسه ساعت چنده ؟ مي گه ? شب ! مي گه يعني چي از صبح تا حالا هرکسي يه چيزي مي گه.
    • ترکه مي گفته عجيبه ؟ مي گن چي عجيبه ! مي گه ??? هزار تا تماشاچي ??
      تا بازيکن ? تا داور ! مگن خوب چيش عجيبه ؟ مي گه گنجيشکه هم ول کرده ريده
      رو من.
    • ترکه نخ ?? تومني رو مي کشه شورت مدرس مي افته بسيجيا مي کنن دنبالش يه هزاري بر مي داره مي گه جلو بيان نخ اينو هم مي کشم.
    • به ترکه ميگن توي آفريقا اينقدر هوا گرمه که همه لخت مي گردن ! مي گه پس چه جوري زن و مرد رو از همديگه تشخيص مي دن.
    • ترکه خواب مي بينه داره پلي استيشن بازي مي کنه زنشو مي کشه ميره
      مرحله ي بعد - از خواب مي پره مي بينه زنش نشسته جلوش مي گه اَه ، سيو
      (save) نکردم.
    • ترکا زنگ مي زنن قم . مي گن : يه امام جمعه برامون بفرستيد . قمي ها
      مي گن : امام جمعه قبلي چي شد ؟؟ ترکا مي گن : اونو کشتيم امام زاده درست
      کرديم
    • به ترکه ميگن اگه درخت زيتون رو با پسته پيوند بدن چه ميوه اي درست ميشه ميگه معلوم ديگه پستون
    • يه کامپيوتري اختراع مي شه که هر چي ازش مي پرسيدن جواب درست ميداد.
      يه روز ترکه ميره يه چي ازش ميپرسه که کامپپيوتر قاط ميزنه و منفجر ميشه!
      از ترکه ميپرسن: ازش چي پرسيدي؟ ميگه: پرسيدم اون چيه که زمستون تو خونس،
      تابستون بالاي درخت؟ ميگن: خوب جوابش چي ميشه؟ ميگه: بخاري! ميگن: مرتيکه
      بخاري تابستونا بالاي درخت چي کار ميکنه؟ ترکه ميگه: مال خودمه، دوست دارم
      بزارم بالاي درخت !!!
    • يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي
      داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و
      چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي مودبي از
      پشت تلفن گوشي رو برمي داره وميگه: الو بفرمايين…ترکه با غيظ مي گه : خاک
      بر سر خودت و گوشي رو قطع مي کنه!!!
    • يکي زنگ مي زنه خونه ترکه و با عصبانيت مي گه : حسن آقا هستش ؟ترکه
      مي گه : اشتباه گرفتين. طرف با فرياد ميگه: پس چرا گوشي رو بر مي داري؟
    • يکي از دوستاي مشترک ترکه و فارسه به نام احمدي شهيد مي شه . قرعه به
      نام ترکه مي افته که بره به خانواده اش خبر بده.ترکه زنگ در خونه طرف رو
      مي زنه و مي گه : ببخشين منزل شهيد احمدي
    • بچه ترکه از باباش مي پرسه:بابا گوزم روزه رو باطل ميکنه؟!باباش ميگه:اگر ازش لذت ببري آره!!!!
    • به ترکه ميگن با آب و برق و خاک جمله بساز ميگه : خاک بر سر من که آبم مثل برق ميآد
    • يک روز همه جمع شده بودن داشتن جوک مي گفتن بين اونها يک نفر ترکه
      بود که هر وقت مي خواست بگه يه فارسه … همه مي گفتن اه اه اين چه جوکيه
      بنابراين مجبور ميشه بگه يه ترکه … که همگي ميگن خوب بقيشو بگو بعد ترکه
      هم ميگي هيچي يک ترکه مي افته تو فاضلاب بعد از اين که از فاضلاب درش
      ميارن مي بينن که فارسه
    • از ترکه مي پرسن کار ترمز ABS چيه مي گه هيچي سر پيچ ها کار حضرت عباس رو مي کنه
    • به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه
      افتاد…ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد .
      بهش ميگن اون موقع مرد؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد
      . ميگن:خوب اين دفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب
      شد!بهش ميگن:حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه
      خراب ميشه،با تفنگ زديمش
    • شعار مردم تبريز در مورد کاريکاتور روزنامه ي ايران در تظاهرات:واي از آن روز که بفهميم چه شد!!
    • يه ترکه ميره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده!
    • ترکه اکس مي خوره نفر اول المپياد فيزيک مي شه
    • ترکه جلوي دوست دخترش ميگوزه ميگه واي بازم مسيج اومد!!!
    • ترکه ميگوزه ميگه امان از دست اين سوسيس کالباس هاي صداداررررررر
    • به ترکه ميگن: پاهات ترک خورده، جوراب بپوش تا خوب بشه. ميگه: برو بابا، ?? ساله شورت مي‌پوشم، هنوز ترک باسنم خوب نشده!
    • به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ ترکه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون ????تومن بنزين رو ميزنيم
    • به ترکه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه
    • يه ترکه ميره کلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه:
      مشخصاتش رو بگو. ترکه ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من ?? کيلو، قد
      بلند، موهاش طلايي. ترکه ميگه: زن من رو ولش کن، بريم زن تو رو پيدا کنيم!
    • ترکه زنشو مي کشه ميره مرحله بعد
    • ترکه کبابي داشته….ميره تو کار ساختمان سازي….ولي هر چي ميساخته بعد
      از يه مدتي خراب مي شده……. ميرن از کارش بازديد ميکنن…. ميبينن وقتي ديوار
      خشک مي شده تير آهناشو مي کشيده بيرون…
    • به ترکه ميگن مردم از چه راهي ميتوانند به آزادي برسند
    • ميگه:در زندگي راههاي زيادي براي رسيدن به آزادي وجود داره و فقط بايد قيمتش پرداخت بشه مثلا
    • از رسالت به آزادي ??? تومان . از شوش به آزادي ??? تومان و ….
    • ترکه دندوناش طلا بوده، هر شب تو گاوصندوق مي خوابيده!
    • به ترکه ميگن: يه موجود نام ببر
    • ميگه: يخ!…
    • ميگن يخ که موجود نيست؟!
    • ميگه: چرا نيست؟! آخه همه جا نوشته: يخ موجود است!!!
    • به ترکه ميگن: خبر داري پسرت رکورد شکسته؟! ترکه ميگه: اي خاک بر سرش . گفته باشم……من يه ريال هم خسارت نميدم !!!!
    • قاضي: چرا دست کردي تو جيب اين آقا
    • ترکه: جناب قاضي خيال کردم جيب خودمه
    • قاضي: پس چرا پول هاش رو برداشتي
    • ترکه: يعني اختيار جيب خودم رو هم ندارم
    • ترکه را از مدرسه اخراج مي کنند.پدرش مياد پيش مدير و ميگه: چرا بچه
      منو اخراج کردين؟ معلم: آخه ازش پرسيدم “تخت جمشيد” رو کي آتيش زده جواب
      نداد. پدر ترکه هم با قيافه طلب کار گفت: اي بابا اين که ديگه اخراج نمي
      خواست! من خودم نجارم- براي جمشيد آقا يه تخت جديد مي سازم
    • ازترکه مي پرسن کجاي تهران مي شيني مي گه هرجاخسته شدم!!!!
    • ترکه به دکتر رفت و از دل درد شکايت کرد.دکتر از او پرسيد: چي خوردي؟
      ترکه گفت: خربزه-عسل-تخم مرغ-ماست-ماهي-نمک-شکر ! دکتر هم شاکي شد و گفت:
      تا شب خواهي مرد.اگر هم نمردي خودت را از کوه پايين بينداز- مردتيکه خر!!!!
    • فرستنده:عصرونه

  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )

  • + Tanz (پنجشنبه 16/3/1387 ساعت 10:53 صبح)

    طرز تهيه يک فيلم پرفروش در سينماي ايران


    1. محمدرضا گلزارِ بزک کرده(يک عدد کامل)
    2. مهناز افشار و الناز شاکردوست به ميزان کافي
    3. نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه
    4.تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حرکت!

     

    روش تهيه:
    قبل
    از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز مي‌دهيم. کمي به‌اش پياز
    مي‌ماليم و مي‌اندازيم‌ش جلوي دوربين(در اينجا خانم‌ها و آقايان دقت داشته
    باشند که ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد که اشک از چشمان گلزار
    جاري شود. او شکست عشقي خورده و علت اين شکست و ضربه سنگين روحي به او
    خانواد دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار که در
    حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا کرد و با خودش گفت:
    آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص
    مي‌شود که ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به مرحله بعد مي‌رويم
    )

    حدود
    10 دقيقه مي‌گذاريم تا گلزار با شعله ملايم جلوي دوربين حسابي جا بي‌افتد.
    سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و عشوه و کرشمه- درسته به
    محمدرضاگلزار اضافه مي‌کنيم، شعله زير گاز را زياد مي‌کنيم کمي نمک و فلفل
    مي‌زنيم و اين مغلمه را تا زماني که ببننده دچار غش و ضعف شود هَم
    مي‌زنيم. شعله زير گاز را کم مي‌کنيم و الناز شاکردوست را به آرامي اضافه
    مي‌کنيم و در همين حال به هم زدن ادامه مي‌دهيم تا الناز شاکردوست حسابي
    با مواد قبلي مخلوط شود. ديگر تقريباً آماده است. جهت تزئين مي‌توانيد از
    حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه استفاده کنيد. نوش جان‌ت

  • نويسنده: mohsen

  • نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [8/5/1387- 9:30 ص] JoKRiZeMiZe
    [27/3/1387- 11:49 ص] SMS
    [20/3/1387- 9:45 ص] mahdi
    [18/3/1387- 3:38 ع] Asrone<